عمومی

بازرگان اصلاح‌طلب – مجله تفریحی زیباروز

“این تاجر روشنفکر ، بدون اینکه مسئولیت کسی داشته باشد ، بدون بال و وابستگی ، هیچ نگرانی به جز بیداری ایرانیان نداشته و او از هر راه سعی در این راه داشت.”

به گزارش مجله تفریحی زیباروز ، این روزنامه دنیای اقتصاد وی نوشت: “قرن سیزدهم (هجری) یکی از پر فراز و نشیب ترین قرن ها در فراز و نشیب های تاریخ عزیز ایران از نظر گسترش دانش جدید بشری و انتشار ایده های جدید است ؛ سده ای که در آن انقلاب بزرگی مانند نهضت مشروطه اتفاق افتاد و عقل گرایان و مبتکران وارد شدند. عبدالرحیم طالبوف ، تاجر و پیمانکار ایرانی ساکن روسیه ، دانشمندی که برخلاف سایر تجار و بازرگانان ثروت و ثروت ، زمان خود را در زمینه جریان های روشنفکری گذراند که نقش به طور فزاینده ای در تسریع در توسعه اجتماعی سیاسی داشت. زندگی وی در اندیشه های اجتماعی و سیاسی جدید و علوم تجربی ، ارائه ایده های ناب و ارزشمند به جامعه پس از آن ایران.

بدون شک طالبوف از نظر عقیدتی و عقلی در صدر بنیانگذاران نظری انقلاب مشروطه قرار دارد. او مانند بیش از هر نویسنده دیگری از زمان خود ، وی بر روشنفکران و توده های تحصیل کرده تأثیر گذاشت. این محقق عمیق ، که سبک ، سبک و متن در نشر واقعیت ها غیرقابل مقایسه بود ، با نوشته های خود به قلب هر خواننده نفوذ کرد و شرایط تغییر و روشنگری را در نهاد خود فراهم کرد.

میرزا عبدالرحیم طالبوف (1250-1329) در یک خانواده در تبریز متولد شد و درآمد خود را برای نجاری بدست آورد. وی وقتی به تفلیس رفت ، بالای 16 سال داشت. لازم به ذکر است که تفلیس در آن زمان مرکز مدرنیست ها و آزادی خواهان در قفقاز و روسیه بود. بنابراین ، اقامت طالب در تفلیس تأثیر عمده ای بر ساختار فکری وی گذاشت. پس از مدتی طالبان به تامرا خان شورا مرکز داغستان رفتند و تا آخر عمر در آنجا زندگی کردند. وی علاوه بر مدارس سنتی ، در مدارس جدید تحصیل کرد و دانش لازم را برای آشنایی با جهان با آن روز به دست آورد.

نکته قابل توجه آن که علاوه بر علوم انسانی ، وی در علوم تجربی از جمله فیزیک ، ریاضیات و نجوم نیز به خوبی آگاهی داشت و تنوع دانش وی نشانگر هوش ، تدبیر و وسعت افق وی است. مهمترین آثار طالبان عبارتند از: احمد یا صفینه طالبی ، نخبگان سپهری ، ماسالک المحسنین ، سوالات زندگی ، سیاست طالبی ، ترجمه نامه مارکوس به امپراطور روم ، فیزیک یا خرد طبیعی و لوح جدید. او همچنین گاهی اوقات آهنگهای سیاسی می ساخت ، که وی آهنگ های سیاسی می نامید.

سبک و نوشتار طالب بسیار فصیح و روان است ، که باعث می شود آثار او به طور فزاینده ای برای خوانندگان مطلوب باشد و تأثیر زیادی بر روی آنها داشته باشد. قابل توجه است که طالبوف افکار خود را هنگامی که بالای 55 سال دارد ، منتشر می کند ، یعنی کتابهای ارزشمند خود را با بلوغ کامل می نویسد و تجربه زیادی را بدست می آورد.

از سوی دیگر ، “برخلاف ملکم ، مشتار الدول و دیگران ، او خدمتگزار دولت نبود ، بلکه به تجارت و تجارت مشغول بود.

این تاجر روشنفکر ، بدون آنکه مدیون کسی باشد ، بدون بال و وابستگی ، هیچ نگرانی به جز بیدار کردن ایرانیان نداشته و از هر راه امتحان کرده است.

در مورد عقاید طالب ، باید اذعان کرد که ، همانطور که قبلاً نیز ذکر شد ، به دلیل دانش مسلط به زبان روسی ، او بیش از گذشته آثار ترجمه شده متون غربی را مطالعه کرده و دانش لازم را برای شناخت ایده های جدید به دست آورد. “در تفلیس (جورجیا) با عقاید سوسیال دموکرات های روسیه مانند بلینسکی و چزنیوسکی و متفکران ایرانی مانند آخوندزاده آشنا شد.”

او از این فرصت استفاده کرد و با مطالعات بیشتر دانش خود را روز به روز افزایش داد و سعی کرد از تفکر تاریک ناشی از ظالم شرقی خارج شود.

وی گفت: “یک معتقد به لیبرالیسم فلسفی ، او روش تفکر قرون وسطایی را به همراه سیستم سیاسی خود کاملاً رد می کند.

باید بخاطر بسپاریم که افکار لیبرال طالبان چیزی به جز آزادی انسان از لزوم استبداد و کنترل سرنوشت خود شخص نیست. او معتقد است که انسان تا زمانی که با زندگی جمعی و حقوق فرد در تضاد نباشد ، می تواند از آزادی برخوردار شود. به عبارت دیگر ، او به لیبرالیسم خالص و بی بند و باری اعتقاد ندارد و بیشتر در سایه هنجارهای اجتماعی به آزادی فکر می کند. علاوه بر این ، علاوه بر تعریف نظری از آزادی که از نظریه های اندیشمندان مانند روسو و مونتسکیو نشات می گیرد ، وی همچنین سعی دارد آن را به صورت عملی تعریف کند که در جای خود بسیار قابل تحسین است.

طالبوف در مورد شکاف های آزادی می نویسد: “آزادی به سه منبع اصلی تقسیم می شود: آزادی هویت ، آزادی عقیده و آزادی اجتماع.” از این سه منبع فرعی مشتق شده است. “از جمله آزادی انتخاب ، آزادی مطبوعات ، آزادی اجتماع.”

وی با توضیح این پنج مقوله ، مرتباً خاطرنشان می کند که آزادی مجاز است تا زمانی که حقوق افراد و جامعه نقض نشود. همانطور که وی درباره آزادی اجتماع می گوید: “آزادی اجتماع به این معناست که یک جمعیت متفق و متفق القول ، با رد یا قبول یک موضوع مدنی یا سیاسی ، اعضای جامعه خود را در هر زمان و در هر زمان و از طریق مطبوعات ، در هر زمان دعوت می کنند ، مذاکره ، انکار یا تمجید کنند. اقدامات دولت ، و در پایان گفتگو ، بنا به نیاز ، نامه کتبی را به دولت محلی یا مرکزی ارسال کنید. “

آنچه از متن فوق پدیدار می شود ، چیزی نیست جز آنچه که بدون قید و شرط از عقیده جمعی ملت حمایت می کند و آزادی و خوشبختی انسان را خیر نهایی خود می داند. به عبارت دیگر ، “ایده های سیاسی طالب ترکیبی از لیبرالیسم و ​​دموکراسی اجتماعی برای استقرار یک سیستم دموکراتیک ، با تأکید بر حقوق آزاد و حاکمیت قانون است.”

علاوه بر این ، با نگاهی به آثار طالبان ، می فهمیم که او علی رغم علایق طبقاتی خود ، که از طبقه بازرگان بودند ، همواره طرفدار ضعف ، فقیر و فقیر بوده است و علاوه بر مخالفت با استبداد ، با صاحبان زمینهای بزرگ نیز مخالف است؛ همانطور که می نویسد: “پس از این ، این نباید معیار در ایران باشد ، باید تمام زمین های شخصی یا مبلغ دادگاه به یک شهروند که یک شهروند مستقل و مالک است فروخته شود.”

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا