عمومی

خاطرات روزهای مزمن

دوشنبه 28 مه 1999

خدا را شکر می کنم زیرا هر بار که از شما پشیمان شدم و از شما خواستم ، مستقیماً به خانه شما می آیم و به من کمک می کنم. شما دفتر یا دستکش نداشتید. از دعای ابوحمزه

از تجربه قرنطینه ایمن است. امروز دوباره دلم برای لباس اداری تنگ شده است. کیپ و پنهان شما آماده است. پیچ روی پیراهن شما زمان می برد. مثل لباس آقای خاتمی و دکتر روحانی و البته مهمترین چیز برای من! لباس گردن باز qaba نامیده می شود. مانند لباس آیت الله های بزرگ و رهبری و مرحوم هاشمی. آنچه که آنها می پوشند ، جامه است.
بستن عمامه به هنر نیاز دارد. خیلی ها عمامه دارند. برخی ایستاده اند و برخی دیگر وارونه اند. به کانال کمک نیاز دارید. هنگامی که کسی در آن نزدیکی نیست از دسته استفاده کنید. انواع مختلفی از عمامه وجود دارد ، شاید روزی که گفتم. من در ماه رمضان با لباس روحانی دعا کردم و تلاوت کردم و بعد آن را خاموش کردم. یک بار در یزد ، دوست عزیزم آقای صدوقی و فرزند نجیبش محمد آقا لباسهای عمامه پوشیده بودند و آقای خاتمی هم نشسته بود و عکس می گرفت. این اینفوگرافیک روحانی و خاطره قرنطینه تاج گذاری امروز است.

خدايا ، اين مقام است؟ سریع ، دعوتی ندارید؟ این مجازی نیست!

دیشب فیلم سینمایی غریبه را دیدم. کسی اهمیتی نمی دهد ، جعبه سیاه هر شخص تلفن همراه آنها است. در یک مهمانی خانوادگی ، آنها تصمیم می گیرند که بازی کنند تا همه بتوانند پیام های متنی و تماسهای تلفنی را بشنوند و ببینند. بگذارید بگویم که در پایان جلسه ، هفت خانواده از هم پاشیده حزب را ترک کردند. هرگز وارد این بازی ها نشوید. سال گذشته من با همین مضمون و گفتگو به یک تئاتر در تهران رفتم.

مهمترین تجربه مثبت کرونا ، تجربه گسترده کار از راه دور و محوریت فضای خالص است. مسجد مجازی ، سینمای مجازی ، موسیقی مجازی ، حرم مجازی ، دعای مجازی. دنیای بعدی کرونا احتمالاً راحت تر خواهد بود. تا فردا

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده. 28 مه 2016

دکمه بازگشت به بالا