عمومی

یک توهم شایع در برخی زوج‌ها

برای تشخیص زنی که روبروی من از “افسردگی” رنج می برد ، مجبور نبودم روانشناس باشم. بعد از دیدن چهره او ، چند دقیقه صحبت کردن و چند دقیقه با او معاشرت داشتن ، خصوصاً اینکه خودش دائماً کلمه ناامیدی را روی همه چیز به کار می برد ، تشخیص بیماری روانی او کار سختی نبود. اما آنچه من به عنوان روانشناس می دانستم این بود كه پشت هر افسردگی ، بسیاری از باورهای غلط وجود دارد. باورها و انحرافات شناختی که وقتی در ذهن فرد گنجانده شود ، فرد را مجبور به “افسردگی” می کند.

به گزارش مجله تفریحی زیباروز ، زهرا ویفر – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی – در مقاله خود در روزنامه “خراسان” نوشت: “این داستان بازدید این هفته و تحلیل روانشناختی آن است که در ادامه می خوانید.”

وقتی از این زن پرسیدم که چرا اینقدر غمگین است ، او با ریتمی آهسته و آهسته شروع به جواب دادن کرد: «شوهرم مقصر است ، من هرگز از زندگی ام راضی نبودم. من همیشه از نظر ذهنی شوهرم را با شوهر عموی خود مقایسه می کنم و دلم برای خوشبختی او تنگ می شود. “دوست دارم شوهري داشته باشم كه واقعاً بتوانم از عهده آن برآيم ، همانطور كه ​​پسر عموي من كاملا با شوهرش موافق است.”

اولین اشتباهات شناختی که این زن از آن رنج می برد با این چند جمله نشان داده شد: “مقایسه ای” و “ایمان به درک کامل”. البته هر انسانی که دیر یا زود زندگی درونی زندگی خود را با زندگی بیرونی دیگران مقایسه می کند ، دچار افسردگی می شود. حتی بدتر از آن اعتقاد به چیزی به نام “درک کامل” بین زن و شوهر است که در واقع چیزی جز توهم نیست! از این خانم پرسیدم همسرت چطور مرد است؟ دوستم داری دوستم داری؟ “آیا او وفادار است؟” زن با بی حوصلگی گفت: بله ، او من را دوست دارد و وفادار است ، اما چه فایده؟ من گفتم: “آیا تو ارزشش را داری؟” یا افرادی که سرگرم می شوند یا خدای ناکرده مواد مخدر مصرف می کنند و …؟ “زن کمی لبخند زد و پاسخ داد:” نه بابا ، او اصلاً یکی از این موارد نیست ، حتی سیگار هم نمی کشد ، او از صبح تا بعد از ظهر سر کار است ، امروز بعد از ظهر جلوی من است! “من پرسیدم:” خوب ، چرا دقیقاً ناراحت هستی؟ ” خوب مطابقت دارد ، شوهر من اخلاقی دارد که من آن را دوست ندارم. “من گفتم ،” آیا می توانید بیشتر توضیح دهید؟ “” به عنوان مثال ، من از یک جناح سیاسی حمایت می کنم ، اما همسرم از یک جناح سیاسی دیگر حمایت می کند ، یا من ، به عنوان مثال ، شخصی که بسیار به نظم اهمیت می دهد ، اما همسر من فرد بسیار مرتبی نیست و این مسائل واقعاً مرا آزار می دهد! “ناخودآگاه نفس عمیقی کشیدم و فهمیدم که مسئله خیلی جدی نیست. ideal زندگی ایده آل ، بی عیب و نقص و بدون نقص با همسرتان ؛ گفتن در دنیا امکان پذیر نیست!

یک خواهر و برادر را در خانواده ای با ساختارهای ارثی و ژنتیکی بسیار مشابه ، در یک فرهنگ و یک سیستم آموزشی بزرگ ، تصور کنید. با وجود همه این شباهت ها و تفاهمات ، فکر می کنید چقدر در طول سالها زندگی مشترک با هم درگیر و اختلاف نظر می شوند؟ آنها به احتمال زیاد می توانند هر روز در مورد یک مشکل کوچک یا بزرگ بحث کنند و بحث کنند! اکنون زوجی را تصور کنید که دارای دو ساختار کاملاً متفاوت ژنتیکی و وراثتی هستند و در دو خانواده مختلف با سبک های آموزشی و فرهنگی متفاوت تربیت شده اند و اکنون باید زیر یک سقف با هم زندگی کنند. آیا انتظار داشتن زندگی بدون جنجال خنده دار به نظر نمی رسد؟

گاتمن یک روانشناس که تمام زندگی خود را صرف تحقیق در مورد روابط زوجین کرده است ، می گوید: “اختلافات بر سر ازدواج ، از مشکلات پیش پا افتاده تا مشکلات پیچیده ، فقط در یکی از این دو دسته قرار می گیرد: آنها یا تصمیم می گیرند و حل می شوند.” یا این که همیشه وجود دارند و بخشی از زندگی شما خواهند بود! “

میزان موفقیت در ازدواج ها بستگی به مشکلاتی دارد که انتخاب می کنید ، مشکلاتی که می توانید با آنها کنار بیایید یا تحمل کنید. برخی از روانشناسان معتقدند که زوجین حتی مجبور نیستند همه مشکلات و اختلافات خود را حل کنند و همه آنها را حل کنند ، اما آنها اغلب مجبورند این اختلافات را به عنوان جزئی جدایی ناپذیر از زندگی مشترک خود بپذیرند. تحقیقات سالها گوتمن در مورد تعداد زیادی از زوج ها نشان داده است که تقریباً همه زوج های موفق در زندگی دارای مسائل و مشکلات حل نشده ای هستند که سالها در مورد آنها بحث و یا پذیرفته اند ، در حالی که بیشتر زوج های ناموفق بر همه چیز اصرار دارند. آنها صد در صد حل می کنند و فکر می کنند تا زمانی که طرف مقابل تمام ویژگی های شخصیتی مورد نظر خود را پیدا کند نمی توانند رابطه عاشقانه خوبی داشته باشند!

زوج های موفق علی رغم تلاش برای بهبود روابط و حل مشكلات قابل حل ، قبول می كنند كه برخی از صفات طرف مقابل تغییر نخواهد كرد و سعی می كنند همسر خود را با وجود همان ضعف ها و ویژگی های شخصیتی دوست داشته باشند و این تلاش را می فهمند كه اصرار زیاد برای حل برخی از درگیری ها بدتر شوند ، به جای بهبود ، و ما قادر به تغییر همه چیز و همه چیز نخواهیم بود.

افراد فقط زمانی تغییر می کنند که احساس کنند همانطور که هستند پذیرفته شده اند و دیگران نیز آنها را دوست دارند. وقتی شخصی احساس انتقاد ، نفرت و ناشکری می کند ، انگیزه و حتی توانایی تغییر را نخواهد داشت. بنابراین ، حتی برای ایجاد تغییرات کوچک یا بزرگ در شریک زندگی خود ، ابتدا باید او را همانطور که هست بپذیرید.

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا