زاکانی
-
عمومی
اتاق توبه، اوج نبوغ زاکانی و مدیرانش
این خانم پس از منقلب شدن و گریه شدید متحول می شود و از طرف بانویی محجبه یک روسری متبرک دریافت می کند و قول می دهد به احترام شهدا، دیگر این شال از روی سرش نیفتد. به همین سادگی و همین قدر مبتذل و سطحی و بگذارید بی تعارف بگویم: احمقانه. در این که تقدیر تاریخی ما چهارنعل تاختن به سوی سکولاریسم است هیچ شکی نیست. در این که متولیان و مدعیان مفاهیم و امر مقدس در این میانه نقش بسزایی دارند و بیش از دیگران زمینه ساز قداست زدایی از جامعه ایرانی هستند نیز شکی نیست. اما سخافت و ابتذال هم حد و حدودی دارد. وهن و توهین به برخی باورها و مفاهیم نیز. توبه یک امر کاملا شخصی و باطنی است. یک ارتباط کاملا رمز آمیز و محدود به رابطه خالق و مخلوق که هیچ کس را در آن خلوت راه نیست. به همین دلیل در اسلام اعتراف به گناه در نزد دیگران مذموم شمرده می شود. البته که دوستانِ طراح این طرح بدیع، شاید نام اتاق توبه را چندان نپسندند و هم چنان اصرار داشته باشند این حرکت را یک کار فرهنگی تمیز بنامند اما در این صورت هم، مشکل اصلی هم چنان پابرجاست و متولیان …
-
عمومی
زاکانی، تانکی که از کار افتاد
با بازی کردن در نقش کاندیدای پوششی شاید بتوان چندصباحی دل از سیاستمداران بربایی و بی هیچ سابقه و مدرک مرتبطی تا شهرداری پایتخت خودت را برسانی اما به همان سرعت که به آن جایگاه رفیع رسیدی به همان سرعت هم سقوط می کنی. آن هم فقط با یک نطق. یک نطق پنج دقیقه ای. تا بعد از آن حجاب ها برداشته شود و تعارف از میان برخیزد و از هر گوشه ای داستانی شنیدنی به گوش رسد. آری. هرکس که دعوی بیشتری داشته باشد لاجرم زمین خوردنش هیاهوی بیشتری به پا خواهد کرد. آن که خود را تا همین دیروز فعال مایشاء می دانست و گمان می کرد رئیس جمهور شدن و یا نشدن دیگران در ید اراده با کفایت اوست حالا برای ادامه اداره بلدیه تهران بدجوری به دردسر افتاده است. شهردار کوتاه مدت در تهران کم نداشته ایم اما هیچ کدام آن ها این همه ادعا نداشته اند و لاجرم برکناری و یا رفتنشان این همه پُر سر و صدا نبوده است: نردبان این جهان ما و منی است عاقبت این نردبان افتادنی است لاجرم هرکس که بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست زاکانی حتی اگر از شهرداری نرود دیگر قادر به اداره شهر نخواهد بود. …
-
عمومی
آقای زاکانی، تقابل مسجد و بوستان نسازید!
پیش از نوروز، شنیدهها و خبرها حاکی از این بود که گویا شهرداری قصد ساخت مغازه و مسجد در آن بخش از بوستان را دارد و دوستداران شهر و محیط زیست امیدوار بودند که خبر درست نباشد. چرا که انتظار همگان از شهرداری، حفظ و گسترش فضای سبز است. با پیگیریهای مردمی و همراهی شورای شهر، در آخرین روزهای اسفند ماه گفته شد که ساختوساز در این بوستان منتفی است، و کمی بعد بیشترِ حصارها جمعآوری شد و من این رویداد را جزو موفقیتها یا پیروزیهای محیط زیستی قلمداد کردم. اما از آنجا که گویا شماری از مسئولان خوشحالیِ مردم از شنیده شدن اعتراضها و مطالبههایشان را دوست ندارند(!) زاکانی در یک مصاحبه تآکید کرد که هم در بوستان قیطریه و هم در بوستانهای دیگر مسجد خواهد ساخت. او با یک سخنپردازی شگفتآور مدعی شد که در بوستان قیطریه هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ درختی قطع نخواهد شد و فقط چند تا نهال جابجا خواهد شد! تنزل دادن مفهوم فضای سبز به چند درخت یا نهال، شبیه تقلیل مفهوم جنگل به یک محیط پردرخت است؛ در هر دو مورد آنچه که بیان نمیشود، ضرورت سالم ماندنِ کلیت پارک و جنگل بهعنوان یک اکوسیستم شهری یا طبیعی است. این سادهسازی که …